حرف بزنی!
شبها ساکتی و من میدونم که بیداری ! بیدار و ساکت!
برچسب: صدایم,
نویسنده: کامیار عباسی
میکنم و فریاد نمیزنم میترسم !
از سکوت ِِ تو بیشتر! هول و هراسِ اینروزها
جانم را زخم زده...
برچسب:
نویسنده: کامیار عباسی
بپرس چیکار میکنی؟
بپرس چیزی خوردی ؟ گرسنه نیستی؟
حالمو بپرس امشب! ازم بخواه برات حرف بزنم !
بخواه یک هفته ی گذشته رو برات تعریف کنم !
گاهی از من بپرس کجایی؟!
برچسب:
نویسنده: کامیار عباسی
هزار بار امد به زبانم که مرا پیشِ خودت نگه دار!
دل کندن از تو گاهی سخت و سخت است !
ناتوانم از رفتن!
برچسب: ساعتها,
نویسنده: کامیار عباسی
ی چیزی ته دلم فرو می ریزه از شوق و ذوق وقتی میبینم و حس میکنم مراقبمی! حواست به منه!
برچسب:
نویسنده: کامیار عباسی
من بودم و کشیدن جنازه ی این چند نفر اززیر خاک !
6 ماه است تو هم به این خانواده اضافه شدی! به کابوسهایِ فوبیاوار ِِ
من! ...
برچسب: خانواده,
نویسنده: کامیار عباسی
کنم ؟
مگر دلتنگی به همین سادگی ست ؟ آغوش میخواهد این سرکشِ
بی قرار....
برچسب: دلتنگی,
نویسنده: کامیار عباسی
دلتنگی و بی قراری و بهانه هایم را با وانیل و ارد خوووب هم زدم !
روی صد و هشتاد درجه برای 45 دقیقه!
برچسب: جمعه,
نویسنده: کامیار عباسی
برچسب: کاربنی,
نویسنده: کامیار عباسی
برچسب: اینروزها,
نویسنده: کامیار عباسی
مرا ثبت کن ! با ژستی از بی تابی و دلتنگیِ ابدی!
...
برچسب: عکاس,
نویسنده: کامیار عباسی
سبزینه ی آن...
آن!
برچسب: صدای,
نویسنده: کامیار عباسی
میبوسمت که دردِ دلتنگی و بیقراری و عاشقانگی ام را درمانی!
میبوسمت که تشنگی و بی تابی و اشوبم را ارامی!
میبوسمت....
برچسب: بوسه,
نویسنده: کامیار عباسی